
سودابه حیدری
۹۲۲۷۱۰۲
عنوانهای برتر:
#خوش_اخلاق_ترین
#ساکت_ترین
#پایه_ترین
#با_مرام_ترین
گرایش؟
IT
محل تولد؟
ابهر
راه ارتباطی (ایمیل، …)؟
soudabe.heydari@gmail.com
سرگرمی و علایق؟
فیلم و ورزش و ...
اینجا ارزش زحمت کنکور رو داشت؟؟
بله
دانشگاه ما دانشگاه بود؟؟
بله
چه کاری تو این چهار سال کردی که بهش افتخار میکنی؟؟
تغییر رشته
چه درسی رو تو ارائه میدادی بهتر بود؟؟
سیگنال
یه چیزی که یاد گرفتی؟؟
خیلی چیزا ;)
نمیومدی دانشگاه چی میشد؟؟
خیلی بد :)
خاطره؟؟
پروژه هامون
ایران؟
وطنم
تهران؟
بد نیست
خیابون ولیعصر؟
پر از خاطره
پرخاطره ترین مکان؟
دانشگاه
دانشگاه صنعتی امیرکبیر؟
دوسش دارم
دانشکده مهندسی کامپیوتر؟
دوسش دارم
سایت؟
خوبه
دکه یعقوب؟
خوبهه :)
حراست؟
برخورد نداشتم :)
سلف؟
ترم 1 و 2
سالن مطالعه؟
زیاد نمیرم
خوابگاه؟
شبای پروژه
آسانسور؟
تا ما خواستیم بریم راه اندازی شد :)
طبقه اساتید؟
بد نیست
اینترنت دانشگاه؟
بگیر نگیر داره
انتخاب واحد؟
این واسه من خیلی خوب بود :)) هیچ وقت درگیرش نشدم :)
آزمایشگاه ها؟
بد نبود
فرجه؟
اگه درس بخونیم!!!
پروژه و تحویلش؟
عالییی :)))
فارغ التحصیلی؟
نمیخوام :(((
7:45؟
افتضاااح :((
TA؟
خوبه
بهترین دوست؟
یکی نیست :))
بهترین استاد؟
استاد راستی، استاد زرندی
بدترین استاد؟
با این که خوشم نمیاد ازش ولی نگم بهتره!!
صبوری؟
اصلا نمیتونم درس بخونم :)
چمن؟
پر از خاطره :))
پوروطن؟
نظری ندارم!
گرایش؟
IT
محل تولد؟
ابهر
راه ارتباطی (ایمیل، …)؟
soudabe.heydari@gmail.com
سرگرمی و علایق؟
فیلم
اینجا ارزش زحمت کنکور رو داشت؟؟
بله
دانشگاه ما دانشگاه بود؟؟
بله
چه کاری تو این چهار سال کردی که بهش افتخار میکنی؟؟
تغییر رشته
چه درسی رو تو ارائه میدادی بهتر بود؟؟
سیگنال
یه چیزی که یاد گرفتی؟؟
قوی بودن
نمیومدی دانشگاه چی میشد؟؟
خیلی بد :)
برگردی عقب چی رو تغییر میدی؟؟
آشنایی با یه سریا
خاطره؟؟
پروژه هامون
ایران؟
به خاطر خانواده
تهران؟
بد نیست
خیابون ولیعصر؟
پر از خاطره
پرخاطره ترین مکان؟
دانشگاه
دانشگاه صنعتی امیرکبیر؟
دوسش دارم
دانشکده مهندسی کامپیوتر؟
دوسش دارم
سایت؟
خوبه
دکه یعقوب؟
خوبههه :)
حراست؟
برخورد نداشتم :)
سلف؟
ترم 1 و 2
سالن مطالعه؟
زیاد نمیرم
خوابگاه؟
شبای پروژه
آسانسور؟
تا ما خواستیم بریم را افتاد
طبقه اساتید؟
بد نیست
اینترنت دانشگاه؟
بگیر نگیر داره
انتخاب واحد؟
این واسه من خیلی خوب بود :)) هیچ وقت درگیرش نشدم :)
آزمایشگاه ها؟
خوش میگذشت
فرجه؟
اگه درس بخونیم!!!
پروژه و تحویلش؟
عالییی :)))
فارغ التحصیلی؟
نمیخوام :(((
7:45؟
افتضاااح :((
TA؟
خوبه
بهترین دوست؟
یکی نیست :))
بهترین استاد؟
استاد راستی
بدترین استاد؟
با این که خوشم نمیاد ازش ولی نگم بهتره!!
صبوری؟
اصلا نمیتونم درس بخونم :)
چمن؟
پر از خاطره :))
پوروطن؟
نظری ندارم!
کاراموزی خفن
راضیه معینی مجد:
اقااا از کارموزی بود که صمیمیتمون بیشتر شده. ایق دلم برای اون روزا تنگ شده. دلم برای جامون و همه همکارا برای اقای یعقوبی مهربون تنگ شده .اقاا ازاینکه ترکی یاد نگرفتم ناراحتم اما خوشحالم تو کرمونی یادگرفتی . دلم اون صبحونه خفنی که تو دانشگاه خوردیمو میخاد. دلم ساقه طلایی میخاد. دلم واسه سیب زمینی و تخم مرغی که میخوردی و من همیشه پلو بودم تنگ شده. خداییش ارادت تو رژیم خفنه.من اگه این اراده رو داشتم با این ورزایی میکردم 2 کیلو بودم. حیف که خوش خوراکم. اقااا امیدوارم تا اخرش خفن با هم تموم کنیم. اقاا استخرو دیدی نرفتیم باهم ؟؟اقاا امیدوارم خیلی خیلی شاد باشی همیشههه. همیشههه . بوس گنده بهتتتتت . لاو یو گاماس گاماس
سودابهی دوست داشتنی
تینا صداقت:
سودابه جان تو یه دوست فوق العاده (قابل اعتماد و مهربون و با معرفت) هستی، کسی که راحت همهی دردودل هامو بهت میگفتم و همیشه راهکارای خوب خوب میدادی و توی شرایط مختلف کنارم بودی. ما یه عالمه باهم خاطره داریم که خیلیاش مربوط میشه به پروژه هامون :)) دیگه نگم که سر پروژه منطقی و FPGA چه کارایی که کردیم و چه اتفاقهای جالبی که میافتاد...
سودابهی عزیزم همیشه درقلب من میمونی.
تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد، دوست واقعیست و تو بهترین گنجی . . .
مهربووون و دلسوز!!
سوده نیلفروشان :
سودابه جونم!! فک کنم جز اولین کسایی بودی که تو دانشگاه باهات اشنا شدم وقتی فهمیدم توام میخوای تغییر رشته بدی دیگه ولت نکردم:)! دون به دون درسا رو ازت میپرسیدم که چیکار کنم! واقعا جالب بود بعدشم باهم ،هم رشته شدیم.
واقعا کسی هستی که من همیشه کلی براش درو دل میکردم . تمام مشکلاتمو بهت میگفتم و توام همیشه با دقت گوش میدادی و یه راه حل میدادی ! :) تاحالا نشده بود ازت چیزی بخوام و نه بگی .بنظر من سودابه خیلی مهربون و دلسوزه!😍
امیدوارم دوستیمون همیشه ادامه داشته باشه و همیشه موفق باشی!
خانوم متشخص
کیمیا بحرینی:
سودابه جان عزیز
از همون روز اولی که باهات آشنا شدم معلوم بود که چقدر مهربون و محترم و متشخص هستی .
به قول خودت چت های منوتو عالین :))))))))بعدش همش میخندیم.
امیدوارم که همیشه شاد باشی و سر زنده و این دوستی پایدار بمونه .
دوتايي...
شبنم سلطانپور:
سودابه الان كه ميخوام برات بنويسم ياد خيلي چيزا ميفتم يادت هروقت ميخواستيم يه چيزي بخوريم من يه نگاه به تو ميكردم تو به يه نگاه به من وبعد به آقا يعقوب نميتونستيم تصميم بگيريم كه چي ميخوايم بعد ميگفت شما ميري تعاوني😂😂😂روزايي كه ميرفتيم دانشكده برق😂😂سر پروژه آز ريز يادت چه تصميم هايي گرفتيم اخرش چي شد واي يادت مثلا با چه اشتياقي ميگفتي اين خيلي خوشمزست حالا عكس العمل من😏😏 جوراب و يادتههه 😂😂😂يادت داشتيم از دانشگاه برميگشتيم اون شير رو خريديم 😂😂چه خاطرهايي داريم خدايي كه الان فقط يه يادش بخيرمونده برامون .
توتمام اين مدتي كه باهم بوديم روزهاي خوبي رو گذرونديم درست كه تموم شد ولي هيچ وقت ادم فراموش نميكنه.
به نظرم وقتي ادم با كسي دوست ميشه بايد از خوبي هاش ياد بگيره يكي از ويژگي هاي تو كه من خيلي ميپسنديدم به نظرم تو در شرايط سخت ميتوني به خوبي تصميم بگيري و رفتار كني اين فوق العادست
ان شاءالله كه دوستيمون تمومي نداشته باشه
دوستت دارم
سودابه ی خوش اخلاق
گیتا تابع جماعت:
سودابه عزیزم.ویژگی بارزی که ازت دیدم خوش برخورد بودنته.سعی می کنی به بهترین شکل با آدم برخورد می کنی و این خیلی مهمه.از هم صحبتی با هات آدم لذت می بره.موفق باشی.
از اون دوستای شاخ و مهربون
مهتاب عزتی کرمی:
سودابه عزیز دلم! خاطره خوش و خوبی که یادم میاد مربوط میشه به ترم 4 و سر انتخاب واحد که من نگران اقتصاد بودم و تو با برداشتنش اساسی خیالمو راحت کردی :دی یا حتی ترم 3 و سر امتحان آمار که خلاصه های شاختو بهم دادی و کلی راهنمایی های مفید کردی! آخه دوست از این بافکرتر و مهروبن تر کجا میشه پیدا کرد؟ مطمئنم با پشتکار و تلاشی که ازت سراغ دارم به بهترین درجات علمی می رسی. آرزو می کنم تو هر زمینه ای به بهترین ها برسی عزیز دلم:*
برای سودابه
ساره سلطانی نژاد:
سودابه جان!! اولین برخودم باهات سر درس مدار الکتریکی بود که دیدم چقد پیگیر تمرین ها هستی و براش نهایت تلاشتو میکنی:دی
شخصیت خیلی آروم و متینی داری. امیدوارم این آرامشت رو برای همیشه داشته باشی و به تمام آنچه میخوای برسی و هر روز موفق تر و شادتر از قبل باشی
دل نوشته ای برآمده از دل
سارا شاطری:
سلام باجو مهربونم. خودت میدونی که تقریبا یک هفته ای هست که در مورد این سایت خفنتون بهم گفتی و من بعد از دیدن سایت و فهمیدن اینکه میتونم یه یادگاری بجا بذارم تا بعد ها بشینیم بخونیم و دوباره یاد تک تک خاطره هامون بیفتیم خیلی ذهنم مشغول شد که چی باید بنویسم؟ یا درواقع کدوم خاطره رو بنویسم میتونه عمق دوستیمون رو نشون بده و در نهایت این شد که فقط تک تک خاطره ها برای من مثل یه فیلم چند روزه دوره شد و نتونستم یکی رو انتخاب بکنم! اولش خیلی ناراحت شدم از اینکه نمیتونم حتی یه خاطره رو یادآوری کنم ولی بعد از اینکه فکر کردم دیدم که این موضوع ناراحت کننده ای نیست بلکه نشون میده که من و تو چقدرررررر خاطره هامون زیاده. درست مثل خاطره هایی که با خانوادم دارم. پس برای یبار دیگه بهم ثابت شد که خواهرم هستی.
باجو مهربونم با تلاشی که در زندگی می کنی و پشت کاری که داری مطمئنم که به تک تک خواسته هات خواهی رسید و من در تمام لحظات در کنارت هستم و به وجودت افتخار میکنم. مطمئنم که پایان این مقطع نقطه ی فارغ از تحصیل برای باجو من نیست و این قصه سر دراز دارد. باز هم بار دیگر از ته دل خدا را شاکرم که دوست، همراه و خواهری مثل تو رو بمن هدیه داد و قول میدم که قدر این هدیه ارزشمند رو بدونم.
ارادتمند همیشگی تو
سارا
❤️💜👭👩❤️💋👩💋🙆🏻👭☺️😍❤️🌹🌺
دختر دلنشین ❤
فارهه سهیل:
سودابه ی عزیزم واقعا تو جزو دلنشین ترین ها بودی توی دانشکده و من از حرف زدن باهات خیلی لذت میبردم
هیچوقت نشد تو سایت ببینمت و نشینم کلی باهات حرف نزنم
پروژه ی نرم یکمون هم که واقعا اتفاق خوبی بود ، که باعث شد بیشتر بشناسمت و بیشتر دوسِت داشته باشم . بخصوص شب آخر که باید فایلای xml رو برات میفرستادم و تو دوتا اکانت تلگرام داشتی و عملا قاطی کرده بودم که دارم چیکار میکنم 😂😂😂😂 خیلی شب طاقت فرساییی بود
ولی مسئولیت پذیری و صبوریت رو شناختم
خیلی دوسِت دارم و امیدوارم تک تک لحظات زندگیت مثه خودت دلنشین باشه ❤❤💙💙💛💛💜💜💚💚
موفق باشی هرجا که هستییی